|
نميتواني از كنار عشق بگذري خواننده: گلوریا استفان
اينجايم روبهروي تو برهنه در چشمهات اميدوار با هر بوسه تا راه نبري به پنهانِ من وادار شدهام كه باور كنم هيچكس دوست نداردم بهخاطر آنچه منم هيچكس، خوب و بد نخستين تا آخرين هزينهاي كه مهم نبود گذشتهاي كه مهم نبود چشمهات فقط چيزي را ميبينند كه ميخواهند دلت از واقعيت چيزي ميآفريند كه ميخواهي باور كني شوق، درد را به جذبه بدل ميكند نميتواني از كنار عشق بگذري با دوست داشتنِ تو بيش از آنچه خودم را دوست دارم با آشكار كردنِ آنچه گفتني نبود با گذشتن از جانت حتي نميتواني از كنار عشق بگذري ديگر لباني بر پوستم نخواهد لغزيد نيازي به پشيماني نيست چگونه میشود لذت، گناه باشد تلاش كردم بباورانمت كه معنايي نداري براي من در ميانهي تمام دروغها شكار يك رؤيا و سر آخر يافتن آن زن در من چشمهات فقط چيزي را ميبينند كه ميخواهند دلت از واقعيت چيزي ميآفريند كه ميخواهي باور كني شوق، درد را به جذبه بدل ميكند نميتواني از كنار عشق بگذري با دوست داشتنِ تو بيش از آنچه خودم را دوست دارم با آشكار كردنِ آنچه گفتني نبود با گذشتن از جانت حتي نميتواني از كنار عشق بگذري
Here I am before you + نوشته شده توسط ياسين محمدي در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت
5:33 بعد از ظهر |
خواننده و آهنگساز: جیمز بلانت آلبوم: Back to Bedlam (2004)
ناامیدت کردم یا به زمینت زدم؟ باید احساس جرم کنم یا بگذارم قاضیان اخم کنند؟ چراکه پیش از آغاز، پایان را دیدم، آری، دیدم که تو کوری و پیروز منم.
پس به حقِ مسلم، بردم آنچه مال من بود. روحت را برداشتم و به سوی شب رفتم. شاید تمام شده باشد، ولی آنجا نخواهد ایستاد، من اینجایم برای تو اگر فقط نگاه کنی.
دلم را لمس کردی، روحم را لمس کردی. زندگی ام را تغییر دادی و تمام هدفهام را. و عشق کور است، اما این را من بعد فهمیدم، آنگاه که دلم را کور کرده بودی.
لبانت را بوسیدهام و سرت میان دستهام. رویاهات را نقسیم کردهام و تختت را نقسیم کردهام. تو را خوب شناختم، بوی تو را شناختم. معتادِ تو شدم.
بدرود عاشقِ من. بدرود دوستم. تو یکی بودهای. تو برای من یکی بودهای.
رویا میبینم و آنگاه که برمیخیزم، نمیتوانی روحِ مرا بشکنی- آنچه میگیری رویای من است. و به راه که میافتی، به یادم بیاور، به یادمان بیاور و تمام آنچه که ما بودهایم
تو را دیدهام که گریستهای، تو را دیدهام که خنديدهاي. گاه كه خواب تو را ربوده بود، به تماشايت نشستهام. ميتوانستم پدر كودكت باشم. ميتوانستم عمري را با تو سر كنم.
هراسهاي تو را ميشناسم و هراسهام را ميشناسي. ما شك كرديم و حالا خوبيم، و دوستت دارم، سوگند ميخورم كه حقيقت دارد. نميتوانم بدونِ تو زندگي كنم.
بدرود عاشقِ من. بدرود دوستم. تو یکی بودهای. تو برای من یکی بودهای.
و هنوز دستِ تو را دارم در دستهام. در دستهام آنگاه كه خوابم. و روحم را بر دوش خواهم كشيد آنگاه، آنگاه كه به پايت افتاده باشم.
بدرود عاشقِ من. بدرود دوستم. تو یکی بودهای. تو برای من یکی بودهای.
من بسيار تهيام از درون، عزيز، بسيار تهيام. من بسيار، من بسيار، من بسيار تهيام از درون...
Did I dissapoint you or let you down? + نوشته شده توسط ياسين محمدي در سه شنبه هجدهم مهر 1385 و ساعت
1:35 قبل از ظهر |
بنگ بنگ خواننده: نانسی سیناترا شاعر و آهنگ ساز: سانی بونو آلبوم: بیل را بکش ۱
پنج سال داشتم و او شش سال می راندیم بر اسب های چوبی سیاه می پوشید و من سفید همیشه او بود برنده ی جنگ
بنگ بنگ به من شلیک کرد، بنگ بنگ به خاک افتادم، بنگ بنگ آن صدای مهیب، بنگ بنگ به من شلیک کرد عشقم
فصل ها آمدند و چرخاندند زمان را بزرگ که شدم گفتم مال منی همیشه می خندید و می گفت: به خاطر بیاور آنگاه که بازی می کردیم
بنگ بنگ به تو شلیک کردم، بنگ بنگ به خاک افتادی، بنگ بنگ آن صدای مهیب، بنگ بنگ همیشه به تو شلیک می کردم
موسیقی نواخت و مردم آواز خواندند برای من اما فقط ناقوس ها به صدا در آمد
حالا او رفته است، نمی دانم چرا و تا امروز گاه گریسته ام حتی خداحافظی نکرد بی زمانی که بتواند دروغی دست و پا کند
بنگ بنگ به من شلیک کرد، بنگ بنگ به خاک افتادم، بنگ بنگ آن صدای مهیب، بنگ بنگ به من شلیک کرد عشقم.
I was five and he was six توضیح: این ترانه در اصل تک اجرایی متعلق به شر در سال ۱۹۶۶ است، که این ورسیون برای موسیقی متن فیلم بیل را بکش ۱ اجرا شد. + نوشته شده توسط ياسين محمدي در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت
7:47 بعد از ظهر |
خواننده: ماریا کری شعر و آهنگ: ماریا کری و والتر آفناسیف آلبوم: Butterfly
به تو می اندیشم در شب بی خواب تنهایی اگر غلط بود دوست داشتنت دلم نگذاشت که درست باشم من که غرق در توام و جان به در نخواهم برد مگر تو در کنارم باشی
همه چیزم را می دهم تافقط یک شب دیگر با تو باشم مرگ را به جان می خرم تا حس کنم تنت را کنارم من که نمی توانم ادامه بدهم زندگی را در خاطره آوازمان همه چیزم را می دهم امشب برای عشق تو
عزیز، حس می کنی مرا در این خیال که به چشم هات خیره شده ام می بینمت به وضوح که چه درخشان و آراسته ای و این که چه دوری مثل ستاره ای در دوردست که آرزویش می کنم امشب
همه چیزم را می دهم تافقط یک شب دیگر با تو باشم مرگ را به جان می خرم تا حس کنم تنت را کنارم من که نمی توانم ادامه بدهم زندگی را در خاطره آوازمان همه چیزم را می دهم امشب برای عشق تو همه چیزم را برای عشق تو...
I am thinking of you + نوشته شده توسط ياسين محمدي در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 و ساعت
3:25 بعد از ظهر |
می گریزم خواننده: شر شاعر: بری/ تیلور آلبوم: Believe
هیچ کس آسانش نخواند هیچ کس تعهدی نسپرد چرا که دل را همیشه شکستی در کمین است و دوست داشتنی نیست که اشک در چشم نداشته باشد
می گریزم به جایی که کسی بازش نشناسد می گریزم، می خواهم که این احساس نباشد می گریزم، اگر عشق را نیابم، باید که بگریزم
آن که به کمال نیاندیشد چگونه اش به دیگری هدیه می بخشد؟ هرچند که از دل خواستم به تو اعتماد کند و تو عشقت را به هرکه رسیدی نثار کردی
می گریزم به جایی که کسی بازش نشناسد می گریزم، می خواهم که این احساس نباشد می گریزم تا باز آسیبت نرسانم هرچند که دل هماره در جست و جوست اگر عشق را نیابم، باید که بگریزم
می گریزم... می گریزم... می گریزم...
Nobody said it would be easy + نوشته شده توسط ياسين محمدي در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت
7:45 بعد از ظهر |
شراب تابستانی
خوانندگان: آندریا کور و بونو آلبوم: The Corrs, Live in Dublin ترانه را از اینجا دانلود کنید (۲۸/۲ مگابایت)
[آندریا] توت فرنگی، گیلاس و بوسه ی فرشته ای در بهار... شراب تابستانی ام را با این همه آمیخته ام
[بونو] قدم به شهر گذاردم با جلنگ جلنگ مهمیز نقره ای به دست و آوازی می خواندم که تازه بر لبم آمده بود مهمیز نقره ام را دید و گفت: بیا کمی وقت بگذرانیم تا به تو بدهم... از شراب تابستانی ام
[آندریا و بونو] آه... شراب تابستانی
[آندریا] توت فرنگی، گیلاس و بوسه ی فرشته ای در بهار... شراب تابستانی ام را با این همه آمیخته ام مهمیز نقره ات را زمین بگذار و یاری ام کن تا زمان بگذرد تا به تو بدهم... از شراب تابستانی ام
[آندریا و بونو] آه... شراب تابستانی
[بونو] پلک هام سنگین شدند و لب هام یارای سخن گفتن نداشتند خواستم که برخیزم اما پاهام را نیافتم باز اطمینانم داد با لبخندی غریب و بیشتر به من داد... از شراب تابستانی
[آندریا و بونو] آه... شراب تابستانی
[آندریا] توت فرنگی، گیلاس و بوسه ی فرشته ای در بهار... شراب تابستانی ام را با این همه آمیخته ام مهمیز نقره ات را زمین بگذار و یاری ام کن تا زمان بگذرد تا به تو بدهم... از شراب تابستانی ام
[آندریا و بونو] آه... شراب تابستانی
بیدار که شدیم، خورشید در چشم هامان می درخشید اثری نبود از مهمیز نقره، سرم انگار دوبرابر شده چه کسی مهمیز نقره را برد، با یکی دو سکه ی ریز و درشت؟ تا بمانم با آوازی در حسرت شراب تابستانی
آه... شراب تابستانی
[Andrea] + نوشته شده توسط ياسين محمدي در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت
2:5 بعد از ظهر |
دوستت دارم خواننده: لارا فابيان آلبوم: Pure ترانه را از اینجا دانلود کنید (۹۸/۳ مگابایت)
بپذير، راههاي ديگري هم هست كه به جدايي برسد اگر به سوي روشن مينگريستيم، به ياريمان ميشتافت در اين سكوت تلخ، بر آنم كه ببخشايمت اين خطايي است كه در زيادتي عشق سر ميزند بپذير، دختركي در من هماره تو را خواسته است تو را كه شبيه مادري بودهاي، ياور و پناهگاه من ميخواهم اين آواز را برايت بخوانم كه ما يكديگر را ترك نميكنيم در ميانهي واژهها و رؤياهايي كه فريادشان ميكنم:
دوستت دارم، دوستت دارم مثل يك ديوانه، مثل يك سرباز مثل يك ستارهي سينما دوستت دارم، دوستت دارم بسان يك گرگ، بسان يك پادشاه بسان انساني كه من نيستم ميداني، اينگونهات دوست دارم
بپذير، در تمام غمها و رازهام به تو اعتماد كردم حتي آنها كه با نگاهبانان اعترافناكرده برادرند در اين خانهي سنگي شيطان رقص ما را بهتماشا نشست جنگِ تنبهتن را چنان ميخواستم كه صلح بيافريند
دوستت دارم، دوستت دارم مثل يك ديوانه، مثل يك سرباز مثل يك ستارهي سينما دوستت دارم، دوستت دارم بسان يك گرگ، بسان يك پادشاه بسان انساني كه من نيستم ميداني، اينگونهات دوست دارم
دوستت دارم، دوستت دارم مثل يك ديوانه، مثل يك سرباز مثل يك ستارهي سينما دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم بسان يك گرگ، بسان يك پادشاه بسان انساني كه من نيستم ميداني، اينگونهات دوست دارم
D’accord, il existait d’autres façons de se quitter + نوشته شده توسط ياسين محمدي در جمعه سیزدهم مرداد 1385 و ساعت
9:21 بعد از ظهر |
دونا دونا خواننده: جوان بائز آلبوم: Joan Baez (album) موسیقی: شالوم سکوندا متن اصلی ترانه به زبان عبری: آرون زیتلین ترجمه به انگلیسی: آرتور کوس و تدی شوارتز ترانه را از اینجا دانلود کنید(۹۶/۲ مگابایت)
روی چارچرخه ای روانه به بازار گوساله ای است با چشم اشک بار بالای سرش چلچله ای چابکانه بال می زند در دل آسمان انگار که بادها می خندند خنده ای با تمام وجود می خندند و می خندند تمام روز را و شب تابستانی را تا به نیمه دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دون دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دون
کشتگر گفت: «شکوه بس کن!» چه کسی به تو گفته گوساله باشی؟ بال نداری چرا تا پرواز کنی، مثل چلچله با آن غرور و آزادی؟ انگار که بادها می خندند خنده ای با تمام وجود می خندند و می خندند تمام روز را و شب تابستانی را تا به نیمه دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دون دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دون
چه ساده گوساله ها را به بند می سپارند و سر می برند بی آن که هرگز بفهمند دلیلش را اما هرکه پاس دارد آزادی را مثل چلچله آموخته پریدن را انگار که بادها می خندند خنده ای با تمام وجود می خندند و می خندند تمام روز را و شب تابستانی را تا به نیمه دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دون دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دونا، دون
+ نوشته شده توسط ياسين محمدي در سه شنبه دهم مرداد 1385 و ساعت
7:44 بعد از ظهر |
برقص با من تا پایان عشق خواننده: لئونارد کوهن آلبوم: 'VARIOUS POSITIONS'
برقص با من تا زیبایی ات، با ویولنی آتشین برقص با من تا از دل وحشت به آرامش بگذرم برم دار مثل شاخه ای زیتون و کبوتری باش در راه خانه ام برقص با من تا پایان عشق برقص با من تا پایان عشق
آه، بگذار تا زیبایی ات را به تماشا بنشینم آنگاه که شاهدان رفته باشند بگذار تا حرکاتت را حس کنم به شیوه ی مردمان بابل نشانم بده به آرامی آنچه را که می شناسم تنها مرزهاش را برقص با من تا پایان عشق برقص با من تا پایان عشق
برقص با من تا عروسیٍ اکنون برقص با من، برقص و برقص برقص با من بسیار به نرمی و برقص با من بسیار طولانی ما هر دو از عشقمان عقب ماندیم، ما هر دو پیش رفتیم برقص با من تا پایان عشق برقص با من تا پایان عشق
برقص با من تا خواهش کودکان برای زاده شدن برقص با من در میان پرده هایی که از نفس انداخت بوسه هامان را چادر سرپناهی به پا کن حالا، هرچند که تمام ریسمان ها بگسلد برقص با من تا پایان عشق
برقص با من تا زیبایی ات، با ویولنی آتشین برقص با من تا از دل وحشت به آرامش بگذرم لمس کن مرا با دست برهنه ات یا لمس کن مرا با دستکش هات برقص با من تا پایان عشق برقص با من تا پایان عشق برقص با من تا پایان عشق...
DANCE ME TO THE END OF LOVE Dance me to your beauty with a burning violin + نوشته شده توسط ياسين محمدي در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت
8:2 بعد از ظهر |
|
Oneline users : |